أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

14

قانون ( فارسى )

مزاج نيرومند اگر دو مادهء ساده باهم تركيب شود و اجزاى هر دو چنان به هم جوش خورده باشند كه گرماى غريزى اندام ما در جدا ساختن آنها با دشوارى روبرو شود ، آن مزاج پايدار مىباشد . براى توضيح اين مسئله بگذار مثالى از اختلاط مواد ساده‌اى كه طلا از آن به وجود آمده است بياوريم . طلا را بر آتش مىگذارند . آتش در جدا ساختن اجزاى طلا با دشوارى روبروست ، درحالىكه جدا ساختن اجزاى سادهء چوب و رصاص و آنك با آن روبرو نيست ، زيرا اجزاى سادهء طلا بيشتر از اجزاى چوب و نظاير آن باهم اختلاط يافته‌اند . وقتىكه آب با تأثير از آتش به سيلان مىافتد و آمادهء تصعيد و تبخير شدن است به همهء اجزاى آن اجزاى خاكى چسبيده است و نمىگذارد بالا رود و از اين امتزاج آبى و خاكى ، خاكى نيز به آسانى رسوب نمىنمايد ، پس اگر مزاج دارويى با استحكام باشد بسا ممكن است كه نيروى گرماى غريزى ما نتواند به آسانى از عهدهء جدا ساختن اجزاى آن برآيد . اين‌چنين مزاجى اگر در آميزهء خود به حالت معتدل باشد به همان حالت تندى و مستحكمى آن‌قدر در بدن مىماند كه بتدريج هيئت بدن را تغيير مىدهد و به حالت اعتدالش برمىگرداند ، و اگر اجزاى آميخته به هم در آن نه در حالت اعتدال بلكه به حالت چيرگى يك جزء بر جزء ديگر باشد ، باز آن‌قدر در بدن باقى مىماند تا به تدريج هيئت بدن را به سوى عدم اعتدال كشاند . پس مزاج قوى در هر دو حالت تنها يك كنش را از خود نشان مىدهد . مزاج سست و جدايىناپذير اگر مزاج ، آن مزاج مستحكم مذكور در بالا نباشد و حالت امتزاج اجزاى ساده چنان باشد كه مزاج ما ياراى از هم جدا ساختن آنها را داشته باشد ، آنگاه اگر قواى آنها مخالف همديگر است هريك به كار خود مىپردازد و بر ضد جزء جدا شده از آن قد علم مىكند . گاهى كه اطبا مىگويند قوت فلان دارو از قواى متضاد تركيب شده است ، نبايد آنها و همچنين تو ، كه يكى از طبيبان مىباشى چنين پنداريد كه جزء واحدى از آن دارو شامل گرمى و سردى است و مانند اين ، حدّ آنها از هم جدا باشد و هريك به تنهايى چون دو عامل متمايز عمل مىكنند . اين نظريه ابدا درست نيست . بايد دانست كه گرمى و سردى آن دارو در دو جزء مختلفى است كه دارو از آنها تركيب يافته است ؛ و نيز نبايد پنداشت كه دارويى وجود داشته باشد كه از قوتهاى متضاد تركيب نيافته است . تمام داروها از قوتهاى متضاد تركيب يافته‌اند . پس اگر اطبا گفتند فلان دارو داراى قواى متضاد است يا داراى قوايى است كه تأثير مختلف دارد ؛ منظورشان اين است كه در آن دارو اجزاى جداگانه هست و آن اجزا بر همديگر چنان تأثيرى نگذاشته‌اند كه در كنش يكى شوند و به كلى همكار و مشابه همديگر گردند ، و همچنين آن‌چنان به هم نچسبيده‌اند و درهم چنگ نزده‌اند كه هرگاه يكى از آن اجزا در جزء يكى از اندامها درآيد جزء ديگر پيوسته به آن ناگزير همراه او باشد ؛ زيرا اگر اجزاى دارو در قوت مشابه باشند تأثير اجزاى آنها در بدن مختلف نخواهد بود و چنانچه اجزا بسيار به هم چسبيده باشند ، ولى در قوت مختلف ، شايد در تأثير گذاشتن بر بدن اختلافى رخ ندهد .